ابو القاسم راز شيرازى
129
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
كه از مقتضيات قوّهء غضبيّه است ، و غلبهء آن به سبب عنصر نارى انسانى است كه مناسبت دارد انسان به آن ، با « ابليس » ؛ و چنانكه عنصر نار و نتيجهء آن كه « ابليس » است - بالذّات - مقتضى غلبهاند بر هر چيز و هركس ؛ لهذا نفس امّاره ، مادام كه مهذّب نشده - به سبب استيلاى قوّهء غضب - مايل است به جدال با امثال و اقران خود در مطالب علميّه و امور دينيّه ، خواه به حق باشد يا به باطل ؛ لهذا حضرت مىفرمايد : مراء ، از اخلاق « ابليس » است ، و نسبت اوست به انسان ؛ يعنى حاصل مىشود مراء در انسان به سبب قوّهء ناريّهء ابليسيّهاى كه در انسان است ؛ و به اين سبب ، بدتر از ساير خصال ذميمهء انسانيّه است . و مىفرمايد : پس ممارات مكن در هر حال كه باشد ، مگر با كسى كه جاهل باشد به نفس خود - كه باعث جهل به پروردگار است ، چنانكه معرفت نفس ، باعث معرفت پروردگار است - ، و جاهل باشد به غير خود ، و حرمت غير را در جدال ضايع كند ، و محروم باشد از حقايق دين ؛ يعنى صاحب بصيرت در دين نباشد ، با چنين كس ، جدال و مناظره لازم است در دين ، تا آنكه او را الزام داده ، داخل در صراط المستقيم الهى نمايد ؛ چنانكه حضرت صادق ص چند كس از اصحاب و تلاميذ خود را چون « حمران بن اعين » « 2 » و « مؤمن الطّاق » « 3 » و
--> ( 2 ) - حمران بن اعين شيبانى : « محدّث قمى » در كتاب « تحفة الاحباب » تفصيل احوال او را نقل كرده كه مجمل آن بدين شرح آورده مىشود : « از حواريّين باقرين عليهما السّلام به شمار رفته ، و حضرت باقر به او فرموده : تو از شيعهء مايى در دنيا و آخرت . و حضرت صادق عليه السّلام بعد از موت او فرموده : مات و اللّه مؤمنا : به خدا سوگند ، او مؤمن وفات كرد . . . روايت است كه « حمران » هرگاه با اصحاب مىنشست ، پيوسته با ايشان از آل محمّد عليهم السّلام روايت مىكرد ، و ايشان هرگاه از غير آل محمّد چيزى مىگفتند ايشان را رد مىكرد به حديث از اهل بيت عليهم السّلام ، و تا سه نوبت چنين مىكرد ، اگر به همان حال باقى مىماندند برمىخاست و مىرفت : « تحفة الاحباب » : 76 - 78 ( به تلخيص ) ( 3 ) - ابو جعفر محمّد بن علىّ بن نعمان معروف به « مؤمن طاق » : « محدّث قمى » در « تحفة الاحباب » مفصّل احوال او را ذكر كرده كه ملخّص آن آورده مىشود : « مخالفين ، او را « شيطان طاق » مىگفتند و به « احول » نيز معروف است . . . او يكى از متكلّمين است و چند كتاب تصنيف كرده كه از آن جمله كتاب « افعل و لا تفعل » است ، و احتجاج -